آناتولی کارپف
- والا عامری
امپراتور آرامش: آناتولی کارپف، استاد بیرحم موقعیت و روانشناس بزرگ شطرنج
در تاریخ شطرنج، نامهایی هستند که بیشتر با انفجارهای تاکتیکی و حملات آتشین شناخته میشوند؛ اما آناتولی کارپف، قهرمان دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی، اثبات کرد که آرامش، صبر و هوش استراتژیک میتواند به اندازه هر حملهی پر سر و صدا، قدرتمند و مرگبار باشد. او مردی بود که با ذهنی دقیق و تسلط کامل بر موقعیتهای پیچیده، شطرنج را به شکلی متفاوت و استادانه بازی کرد و برای سالها عنوان قهرمانی جهان را در دست داشت.
گر تال شمشیرکشی بود که با فریاد به میدان میآمد، کارپف سربازی بود که در سکوت مطلق، با یک حرکت آرام، کار را تمام میکرد.
او ملقب به «مار بوآ»ی صفحه شطرنج بود؛ نه به خاطر خشونت، که به خاطر صبر بیپایان و توانایی عجیبش در خفهکردن آرام آرام حریف. این مقدمهای است بر زندگی مردی که ۱۰ سال بیوقفه قهرمان جهان بود، رکورددار بیشترین برد در تورنمنتهای تاریخ شطرنج است، و حالا در ۷۴ سالگی، هنوز هم وقتی پشت صفحه مینشیند، همان نگاه سرد و نافذ را دارد.
از زلاتوست تا قله جهان
آناتولی یوگنیویچ کارپف در ۲۳ مه ۱۹۵۱ در شهر زلاتوست، در دل کوههای اورال روسیه به دنیا آمد. شهری صنعتی و سرد، که شاید ناخودآگاه بخشی از آن متانت و سردی را به شخصیت کارپف تزریق کرد. او شطرنج را از ۴ سالگی آموخت و خیلی زود مشخص شد که با یک نابغه طرف هستیم. در ۱۲ سالگی به مدرسه شطرنج میخائیل باتوینیک، قهرمان افسانهای جهان، راه یافت. باتوینیک که خودش استاد برنامهریزی و متدولوژی بود، کارپف جوان را تحت بال و پر خود گرفت.
پیشرفت کارپف سرسامآور بود. در ۱۵ سالگی جوانترین استاد بزرگ تاریخ شوروی شد. در ۱۹ سالگی قهرمان جوانان جهان. و در ۲۳ سالگی، سرنوشت ورق خورد: بابی فیشر، قهرمان جنجالی آمریکایی، از دفاع از عنوانش در برابر کارپف خودداری کرد. جهان شطرنج در شوک فرو رفت و فیده (فدراسیون جهانی شطرنج) در سال ۱۹۷۵، کارپف ۲۴ ساله را بدون انجام یک حرکت، به عنوان دوازدهمین قهرمان تاریخ شطرنج جهان معرفی کرد.
خیلیها زیر لب زمزمه میکردند: «او واقعاً قهرمان نیست، فقط شانس آورد که فیشر نیامد.» کارپف برای جواب دادن به این تردیدها، دست به کار بزرگی زد.
دهه طلایی؛ وقتی کارپف به همه ثابت کرد
کارپف برای اینکه ثابت کند لیاقت عنوانش را دارد، در دهه بعدی تقریباً در هر تورنمنت مهمی که شرکت کرد، قهرمان شد. از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۵، او رکوردی از خود به جا گذاشت که هنوز دستنیافتنی است: ۹ قهرمانی پیاپی در سوپر تورنمنتهای معتبر. او مثل یک ماشین پیروزی بود؛ بیصدا، بیاشتباه، و بیرحم.
اوج این دوران، مسابقات قهرمانی جهان ۱۹۷۸ و ۱۹۸۱ در برابر ویکتور کورچنوی بود. کورچنوی یک شورشی بود که از شوروی فرار کرده بود و مبارزهاش با کارپف، فراتر از شطرنج، به یک نبرد سیاسی-روانی بین شرق و غرب تبدیل شده بود. در ۱۹۷۸، کارپف در یک ماراتن نفسگیر ۳۲ بازی، با نتیجه ۶ بر ۵ پیروز شد (با ۲۱ تساوی). سه سال بعد، در ۱۹۸۱، دوباره او را شکست داد. حالا دیگر هیچکس جرأت نداشت بگوید کارپف شایسته تاج قهرمانی نیست.
سبک بازی؛ هنر خفهکردن حریف
برای فهمیدن عظمت کارپف، باید سبک بازی او را درک کرد. در دورانی که قهرمانان با ترکیبهای آتشین و قربانیهای تماشایی شناخته میشدند، او ترجیح میداد حریف را در یک باتلاق آرام فرو ببرد. استراتژی او ساده اما مرگبار بود: ابتدا کوچکترین ضعفها را در آرایش پیادههای حریف پیدا میکرد (چیزی که شاید یک بازیکن معمولی حتی متوجهش نمیشد)، سپس آرام آرام فشار میآورد. نه عجله داشت، نه هیجان.
او مثل یک مار بوآ، حلقههایش را دور حریف تنگ میکرد. حریف نفسنفس میزد، مار بوآ لبخند نمیزد. یک حرکت، یک بهبود بیصدا در جایگاه مهرهها، و بعد یک حرکت دیگر. ناگهان حریف میدید که تمام مسیرهای خروجش بسته شده، مهرههایش فلج شدهاند و شکست، نه در یک انفجار، که در یک سکوت طولانی، قطعی شده است. در طول تاریخ شهرت بازیکن های آرام و پوزیسیونی کمتر از بازیکنان تاکتیکی مانند تال بود.
او در بازی پوزیسیونی، به ویژه در مدیریت ضعفهای کوچک و استفاده از برتریهای فضایی، بینظیر بود. درک عمیقش از آخر بازی هم حیرتانگیز بود؛ جایی که بسیاری از قهرمانان بزرگ اشتباه میکردند، کارپف با دقت یک جراح، بازی را به پیروزی میرساند. همین سبک، او را به کابوس حریفان تهاجمی مثل گری کاسپاروف تبدیل کرد.
کاسپاروف؛ نبردی که تاریخ را تقسیم کرد
در سال ۱۹۸۴، رویاروییای آغاز شد که شاید بزرگترین نبرد تاریخ شطرنج باشد. گری کاسپاروف، جوان جسور و آتشین اهل باکو، رقیب کارپف شد. مسابقه قهرمانی جهان ۱۹۸۴ مسکو، قاعده بازی را شکست. قرار بود هر کس به ۶ برد برسد، قهرمان شود. کارپف خیلی زود ۴ بر ۰ پیش افتاد. همه فکر میکردند کار تمام است. اما کاسپاروف تسلیم نشد.
بازیها پشت سر هم مساوی شدند. ۱۷ تساوی پیاپی. مسابقه ۴۸ بازی طول کشید و ۵ ماه به درازا انجامید. کارپف ۵ بر ۳ پیش بود و در آستانه پیروزی، اما به شدت تحلیل رفته بود (حدود ۱۰ کیلو وزن کم کرده بود). در نهایت، رئیس فیده، فلورنسیو کامپومانش، به دلیل نگرانی از سلامت دو بازیکن، مسابقه را در حالی که هنوز به پایان نرسیده بود، متوقف کرد؛ تصمیمی که تا امروز دربارهاش بحث است.
پنج ماه بعد، مسابقه دوباره برگزار شد و این بار کاسپاروف ۱۳ بر ۱۱ پیروز شد و تاج را از آن خود کرد. کارپف در سالهای بعد سه بار دیگر برای پس گرفتن تاج تلاش کرد (۱۹۸۶، ۱۹۸۷، ۱۹۹۰)، اما هر بار کاسپاروف با اختلافی اندک پیروز شد. این رقابت، کارپف را تبدیل به یکی از معدود قهرمانانی کرد که با اختلاف مجموع تنها چند بازی، تاج را به رقیب واگذار کرده بود، نشانهای از این که چقدر این دو اسطوره به هم نزدیک بودند.
فراتر از صفحه شطرنج
کارپف فقط یک شطرنجباز بزرگ نبود. او چهرهای فرهنگی و سیاسی نیز به شمار میرفت. نشان لنین، بالاترین افتخار غیرنظامی شوروی را دریافت کرد. بعد از فروپاشی شوروی، وارد دنیای سیاست شد و بارها به عنوان نماینده دومای روسیه (پارلمان) انتخاب گردید. جالب اینجاست که علاقه او به جمعآوری تمبر، شهرتی جهانی دارد و صاحب یکی از بزرگترین کلکسیونهای تمبر در جهان است. او همچنین ریاست بنیاد بینالمللی صلح را بر عهده دارد و از طریق شطرنج در پروژههای آموزشی و بشردوستانه در سراسر جهان فعالیت میکند.
میراث کارپف
آناتولی کارپف با ۱۶۰ قهرمانی در تورنمنتهای معتبر (رکوردی که در کتاب گینس ثبت شده)، یکی از پرافتخارترین شطرنجبازان تاریخ است. اما میراث او فراتر از جامها و مدالهاست. او نشان داد که میشود بدون جار و جنجال، بدون حرکتهای پر زرق و برق و فقط با نهایت دقت و صبر، به اوج رسید. کارپف ثابت کرد که قدرت، همیشه در بلندترین فریاد نیست؛ گاهی در سکوت محض، در یک حرکت آرام، و در نفسهایی است که آرام آرام بریده میشوند. او برای نسلهای بعدی شطرنجبازان، نماد «پیروزی از طریق منطق» باقی خواهد ماند. و تا وقتی شطرنج بازی میشود، نام آناتولی کارپف، «مار بوآی» صفحه ۶۴ خانهای، در کنار اسطورههایی مثل تال و کاسپاروف، زنده خواهد ماند.